خرید سی دی بازی کامپیوتر سفر به دلفین ایرانی خلیج‌فارس به روایت تصویر

گفتن از «قشم»، مترادف صحبت از نخستین انسان‌های تاریخ است؛ به گواه تاریخ، هخامنشیان از موقعیت جغرافیایی تنگه هرمز بیشترین بهره را برده‌اند و ناوگان دریایی خود را برای‏ کشف راه‌‏های دریایی پیونددهنده هند و مصر به‏ ایران و خلیج فارس، روانه کردند. حاصل این سفر‌ها به اینجا می‌رسد که مثلا عمانی‌ها تاریخچه قنات در کشورشان را به دوره داریوش هخامنشی نسبت می‌دهند و کمترین معنی این سخن، سکونت ایرانیان در بخش شمالی تنگه و جزایر ایرانی آن است. موقعیت جغرافیایى قشم از شمال به شهر بندرعباس، مرکز بخش خمیر و بخشی از شهرستان بندر لنگه، از شمال‌شرقى به جزیره‌ى هرمز، از شرق به جزیره‌ لارک، از جنوب به جزیره‌ هنگام و از جنوب غربى به جزایر تنب بزرگ و کوچک و بوموسى محدود مى‌‌شود. فاصله جزیره‌ قشم (از بندر قشم) تا بندرعباس ۲۰ کیلومتر، تا بندر هرمز ۱۸ کیلومتر، جزیره لارک (تا مرکز دهستان لارک) ۹ کیلومتر، تا جزیره بوموسى ۱۶۳ کیلومتر و جزیره تنب بزرگ ۱۱۴ کیلومتر است. فاصله آبی شهر قشم از بندرعباس ۲۲ کیلومتر و نزدیک‌ترین فاصله آبی جزیره قشم با سرزمین ما در ۱. ۸ کیلومتر در حد فاصل بندر لافت و روستای پهل از توابع بندر خمیر است. طول ۱۱۵ کیلومتری و عرض ۱۰ تا ۳۵ کیلومتری جزیره نیز نشان از طولی بودن این سرزمین دارد و از این روی، در میان عرب‌هاى منطقه، این جزیره به نام «جزیره‌الطویله» و در میان فارس‌ها به نام «جزیره‌ دراز» معروف بوده و هم به مثابه دژی است که به چشم عبور کنندگان از تنگه هرمز خواهد نشست.به گزارش «»، یکی از جاذبه‌های جنوب کشورمان، سفر به جزایری است که در سطح خلیج فارس پراکنده شده‌اند؛ جزایری که البته غالبا امکان سفر به آن‌ها نیست، ولی کسانی که شکوه غروب کیش یا زیبایی دلفین‌های جنوب قشم را تجربه کرده باشند، بی‌‌گمان چشم انتظار دیدن امثال ابوموسی نیز خواهند ماند. در این بین اما جزیره قشم از اهمیت به مراتب بسیاری برخوردار است؛ جزیره پهناور با مساحتی نزدیک به ۱۵۰۰ کیلومترمربع که نه تنها بزرگ‌ترین جزیره کشورمان به شمار می‌آید، بلکه از بسیاری از کشورهای مستقل جهان نیز بزرگتر است و به دلیل قرار گرفتن در یک موقعیت بسیار استراتزیک، حکم مادر برخی دیگر از جزایر ایرانی از جمله تنب‌ها و ابوموسی را دارد؛ جزیره‌ای که نقشه آن بی‌شباهت به یک دلفین هم نیست و جالب اینجاست که یکی از جاذبه‌های گردشگری آن، دیدن شنای این پستانداران زیبا و باهوش دریایی در جنوب جزیره است. این در حالی است که این جزیره، مرکزیت شهرستانی با نام قشم قرار داده شده که جزایر هرمز، لارک و هنگام در زیرمجموعه آن قرار می‌گیرند و بدین ترتیب، شهرستانی روی آب پدید می‌آید که همه ساکنین آن ایرانی نهاد هستند؛ این را می‌شود از روی اسامی چون دیرستان، رمکان، درگهان، سوزا، رمچاه، دولاب، کانی و… دریافت که مردمان سراسر مسلمان این خطه بر روی شهر‌ها و روستا‌هایشان گذاشته‌اند. البته این جزیره تاریخی از دیدگاه دیگری هم برای ما ایرانیان حائز اهمیت است؛ چند سال پیش و پس از افول سلسله‌های قدرتمند پادشاهی در کشورمان، قشم به تصرف دریانوردان پرتغالی درآمد و نه تنها سال‌ها دژ مستحکم این کشور برای تسلط به آب‌های خلیج فارس و گهواره تمدن به شمار می‌رفت، بلکه تبدیل به ابزاری برای تحت فشار قرار دادن کشورمان شده بود و حضور بیگانگان در آن، تهدید همیشگی برای تمامیت ارضی کشورمان به شمار می‌آمد. ابرانیان پیش از اسلام، جزیره قشم را یتوکاوان، ابن کوان، برخت، ابرکافان و لافت می‌خواندند و به تدریج این نام‌ها به فراموشی گرایید و نام‌های کشم و قشم متداول شد. در زمان شورش مغول و هرج و مرج آندوران، رئیس قبیله‌ای که نورو نام داشت، به جزیره قشم آمده، در آنجا سکونت و اماکنی بنا کرد و نام شاهی بر خود گذاشته و ملقب به نورانشاه شد. البته این تاریخ اولیه کشف دلفین ایرانی خلیج فارس نیست، بلکه همان گونه که آمده، این جزیره از زمان هخامنشیان و چه بسا پیشتر هم ساکنانی داشته که هم به فنون روز آشنایی داشتند و هم دریانوردی می‌دانستند. جالب اینجاست که بدانید: برخى کیش را که اکنون نام جزیره دیگرى در خلیج فارس است و آن را قیس مى‌نامیدند، نام جزیره قشم دانسته‌اند و گفته‌اند، چون شکل این جزیره شبیه تَرْکَش (یا تیردان) است، آن را کیش که به این معناست، خوانده‌اند. اعتمادالسلطنه نیز در مرآه‌البلدان مى‌نویسد: «جزیره‌ قشم یا کیش که آن را باسعیدو (نام خور و بندرى در بن غربى جزیره) هم مى‌گویند، چون شبیه به ترکش، یعنى جعبه‌ تیر است، آن را به فارسى کیش گفته‌اند».این اشغال سالیان درازی ادامه یافت تا با تدبیر امام قلی خان و یاری جستن از انگلیسی‌ها به عنوان دشمن مشترک، این سرزمین دوباره به کشورمان پیوند خورد و چندی است که سالروز این واقعه، روز خلیج فارس نام گرفته و گرامی داشته می‌شود؛ سرزمینی مهم که بسیار مورد طمع انگلیسی‌ها، پرتغالی‌ها و حتی بعد‌تر، هلندی‌ها و عمانی‌ها هم بود؛ اما هر بار به تدبیری خاص حفظ شد تا ماجرایی شبیه آنچه در هنگ کنگ بر چین رفت، تکرار نشود. این در حالی است که تهدیدهایی از دست آنچه دشمنان به دنبالش هستند، برای این خطه نیز وجود دارد، ولی روحانیون اهل سنت و شیعه قشم، سال‌ها برادرانه در کنار هم زندگی کرده‌اند و تا کنون هیچ اختلافی در میان آن‌ها دیده نشده؛ حتی روحانیت اهل سنت این جزیره تا کنون بار‌ها تلاش‌هایی را که از سوی وهابیت صورت گرفته، خنثی کرده است. در حالی که اخبار رسیده، حکایت از آن دارد که برخی کشورهای جنوب خلیج فارس، برای ایجاد تفرقه بین روحانیون شیعه و سنی جزیره برنامه ریزی کرده‌اند. هرچند تاکنون موفق به انجام این کار نشده‌اند، مراقبت هر دو طرف می‌تواند نقشه‌های آنان در آینده را نیز نقش بر آب کند. بد نیست به روایت تصاویر، به گشت و گذار در جزیره‌ای برویم که بر خلاف تصورمان، خودروهای بسیاری با پلاک متفاوت با منطقه ویژه دارد و مهربانی مردمان و زیبایی‌هایش، آن را بسیار مسافرپذیر کرده:مردم شهرستان قشم مسلمان و پیرو مذهب تسنن (شافعى) و تشیع (اثنى‌عشرى) ‌اند و به مانند همه مردم ساکن بنادر و سواحل جنوب کشور و دیگر جزایر، فارسی را به گونه‌ای صحبت می‌کنند که برای همه مسافرانى که به جزیره مسافرت مى‌کنند، قابل درک است. البته به‌ طور کلى باید گفت که زبان محلى قشمى، آمیخته‌اى از زبان‌هاى فارسى، بندرى، هندى و انگلیسى است. چاه‌های طلا (تلا): چاه‌هاى کنده شده در بندر لافت که در سنگ سیست کوه و در مکانى گود حفر شده‌اند و همچون «آرتزین» عمل مى‌کنند. برخی نوشته‌اند آب آنها از باران و سرریز تل و صخره بالادست تأمین مى‌شده است. به همین دلیل، «تل آو» نامیده شده‌اند و به مرور به «طلا» شهرت یافته‌اند. شمار چاه‌ها بیش از پنجاه تا شصت حلقه است که عموماً آب دارند، مگر آن‌ها که از گل و لاى انباشته شده و بایستى لایروبى شوند. این تصاویر مربوط به قلعه پرتغالی‌های قشم است؛ قلعه‌ای که البته نمونه کامل‌تر آن در جزیره هرمز که مقر اصلی متجاوزان بوده، دیده می‌شود.شنای دلفین‌ها در جنوب قشم و در نزدیکی جزیره هنگام، یکی از جذابیت‌های مسافرت به این جزیره است؛ اکنون به عکس هوایی جزیره دقیق شوید تا از شباهت دلفین و قشم شگفت زده شوید. منظره‌ای زیبا از سواحل جنوبی جزیرهاین‌ها هم چند تصویر از سواحل شمالی جزیره؛ جنگل‌های استثنایی حرا که با جزر و مد دریا به زیر آب می‌روند و از نو سر بر می‌آورند. با دیدن این درختان شورزی، چیزی جز شگفتی خلقت نصیبمان نخواهد شد. جزیره با صید و صیادی معنا پیدا خواهد کرد؛ اینجا هم لنج یعنی صید ماهی. آب‌بندهاى پى‌پشت و گوران: آب‌بند تاریخى پى‌پشت واقع در غرب روستاى پى‌پشت، از دوره ساسانى به جاى مانده و داراى دریچه‌هاى تقسیم آب و آرامش در مواقع پرآبى است. این آب‌بند از نمونه‌هاى کمیاب به شمار مى‌آید. آب‌بند پى‌پشت در تنگه یک کوه ایجاد شده و مصالح به کار رفته در آن لاشه سنگ و ساروج است. از آب این سد، دشت‌هاى وسیع از دیرباز بهره برده‌اند. در روستاى گوران نیز آب‌بندى به جاى مانده از دوره ساسانى هست که ملات آن از ساروج است و بدنه‌هاى طبیعى تنگه کوه موقعیت بسیار مناسب و محکمى براى سد ایجاد کرده است. معماری ایرانی از درب منازل شروع می‌شود تا به بادگیر برسد.بقعه پیر (تم سنیتى): در روستاى تم سنیتى واقع شده که بناى موجود نیمه مخروبه آن در همین حالت هم زیبا و دلفریب است. بناى موجود با گنبد کروى ضربى که با لاشه سنگ‌هاى مرجانى و ملات ساروج درهم شده‌اند، در نماى ظاهر، نشان از فرم معمارى دوره سلجوقیان دارد. داخل مزار هشت گوشه و هر گوشه تاقچه‌بندى شده است. بنا با مصالح قلوه و لاشه سنگ و ملات ساروج ساخته شده که شیوه‌اى پارتى ـ ساسانى است. گرداگرد گلوگاه گنبد گچ‌برى‌هاى گوشواره‌هاى زیبا از جنس ساروج به چشم مى‌خورد. ورودى مزار، درى کوتاه و تنگ و کوچک است و مرقد پیر در سطح پایین‌تر از زمین قرار گرفته که نشان‌دهنده این است که شاید پیش از دوره سلجوقیان و پیش از زمانى که پیر را در آنجا به خاک بسپارند، این بنا معبد مهرى و محل نیایش بغ مهر یا میترا بوده است. پیرامون این بنا، گورهاى فراوانى است که از دوران‌ گوناگون اسلامى به جا مانده‌اند. اینجا دره‌ای بیابانی است که به زبان محلی، ستاره افتاده نام دارد و به دره ستارگان معروف است؛ ستیغ‌هایی که ماحصل فرسایش آب و باد هستند.از ترکیب فرسایش تصویر قبلی با چاه‌های کف، دره چاهکوه پدید می‌آید؛ شاید علت این نامگذاری، چاه‌هایی باشد که ساکنین در سایه سار کف این قسمت‌ها کنده‌اند. این هم درخت همیشه سبز لور (معروف به انجیر معابد) است که تاجی بزرگ با ریشه‌های هوایی متعدد دارد و مهمان قدیمی جزیره است و بازدید کنندگان بسیاری به خود دیده؛ درختی که بار هم می‌دهد و میوه رسیده نارنجی رنگ آن، مطبوع و خوراکی است. غارهای خربس (خربز):غارهایی که بسیار شبیه دخمه‌های دیگر نقاط ایران هستند و مشابه آن در آذربایجان، کردستان، لرستان، بوشهر، اهواز و شوشتر هم به چشم می‌خورد. غارهاى خربس که از بیرون ساختار ساده و طبیعى و زمین‌شناختى خود را همچنان حفظ کرده‌اند، از درون با مجموعه دهلیز‌ها، تالار‌ها و اتاق‌هاى متعدد به ابعاد ۵/۵ ×۴ متر و چشمه‌ها و روزن‌هاى گوناگونى که رو به شمال و جنوب دارند، مؤید حضور مردمانى از دوران‌هاى کهن در این جزیره هستند. البته برخی نیز این غارهای دست کند را معبد مهر پرستان می‌دانند.قلعه نادریقلعه در لافت کهنه و در کنار چاه‌هاى طلاست و به «قلعه نادرى» یا‌‌ «نادرشاهى» شهرت دارد، اما تاریخ بناى آن قدیمى‌تر از دوره نادرشاه و به احتمال زیاد، روى پایه‌هاى دژهاى کهن و باستانى پیش از اسلام ساخته شده است. این قلعه یک بارو و چهار برج و یک دروازه داشته و شیوه معمارى آن نیز کم و بیش به معمارى قلعه‌هاى پرتغالى شباهت دارد و آن را با سنگ و ملات ساروج ساخته‌اند.البته حق بدهید که نتوانیم تمامی زیبایی‌های این جزیره را در یک گزارش محدود معرفی کنیم؛ جذابیت‌هایی از گونه‌های زیبا و گاه نادر جانوری گرفته تا جزایر بسیار کوچک با نام «ناز» که با جزر به خشکی می‌پیوندند و می‌توان با خودروی شخصی تا کنارشان رفت اما در مواقع مد، سه جزیره کوچک در فاصله حدود یک کیلومتری از ساحل جنوبی قشم هستند.

منتشر شده در
دسته‌بندی شده در خرید